بسم الرب الشهداوالصدیقین

بدون مقدمه عرض می کنم که هرچه دراین چندخط میخوانید،فقط و فقط واقعیت ومشاهده های عینی وتوصیف ونظرشخصی اینجانب ازسفرراهیان میباشد که نیت کرده بودم آنرابنویسم وبعد ازنزدیک 2ماه این توفیق نصیبم شد.

وامابعد.....

آری  سفرراهیان یک تونل زمان است برای هرشخص،اورابه گذشته اش بازمیگرداند،گناهانی که موسوم به تغیرالنعم است جلوی چشمان اومی آیند،درست حدس زدید،دقیقا مانندآخرین لحظه های مرگ انسان که زندگی او مثل یک فیلم دورتند جلوی چشمانش می آید وبعد جان میدهدودرست  مانندهنگامی که موقع حساب کتاب قیامت فرامیرسدواعمال انسان بعد مادی پیدامیکنند وجلوی او به نمایش درمی آیند.

ازاین ها که بگذریم،آنجا(بخصوص مناطق جنگی)شبیه ترین مکان به صحرای محشربودچون همه آمده بودن:چپگرا-راستگرا-مرد-زن-پیر-جوان-نوجوان-کودک-باایمان-بی ایمان-سست ایمان و....

دریک جمله همه آمده بودند،جمعیت=؟؟؟

اگرکسی چشم تیزبین داشت بچه هایی را می دید که به سن تکلیف نرسیده بودند ولی دائم الوضو بودند،جوانان ونوجوانانی رامی دید که از 3 سال قبل فرم درخواست خادم شهداشدن را پر کرده بودند،افرادی رامی دید که درمحل گودال های رازونیاز که شهدا برای خودکنده بودند نماز می خوانند،افرادی رامی دید که درجای جای مناطق خاص یادگاری ازخود برای شهدا زیرخاک پنهان می کردندتاشهدا آن یادگاری رابردارند ونشانه ی شفاعتشان درمحضر امامانشان باشد،افرادی رامی دیدکه سنی کم ولی قلبی بزرگ داشتند،افرادی رامی دیدکه که  سنشان کم ولی خودمعلمی برای ده ها انسان مدعی بودند،افرادی که اززندگی شهری وآلودگی آن فرارکرده بودند وآمده بودن آنجا تاآخرعمر به شهدا خدمت کنند،افرادی که اگر نمازصبحشان قضا میشد خودراتنبیه بدنی میکردند،افرادی که بانیت سفرمعصیت آمده بودند ولی نیت عوض کرده بودند،افرادی که با دستمال یزدی آمدند ولی باچپیه برگشتند،افرادی که کیلومترها پیاده دربیابان می رفتندتا محلی خلوت برای رازونیاز باخدای خود بیابند و....................

اینهاتنهاگوشه ای ازوسعت وعظمت مناطق وآدمهای زائرش بود،دوباره که به نوشته ی خود نگاه می کنم امیدوارمی شوم که هستند هنوز چنین انسانهای باعظمتی ولی درفضای غبارآلودجامعه گمشده اند....................(ادامه دارد)