"دارنده رتبه اول علوم انسانی از رازهای موفقیتش می گوید

در کلاس های کنکور شرکت نکردم..."

اشاره :
پس از چند روز پیگیری توانستیم با فاطمه فتاحی، نفر اول علوم انسانی کنکور 1391 ارتباط برقرار کرده و از ایشان برای مصاحبه دعوت کنیم. صبح یک روز تابستانی ماه مبارک رمضان، فاطمه فتاحی به همراه پدر به موسسه کیهان آمدند و در فضایی صمیمی در یک گفت وگوی دانشجویی شرکت کردند. در پایان مصاحبه خانم فتاحی و پدرش ملاقاتی با حسین شریعتمداری سرپرست و نماینده مقام معظم رهبری در مؤسسه کیهان انجام دادند. متن زیر حاصل گفت وگوی ما با او و پدرش است.

عامل اصلی موفقیت شما چه بود؟
در موفقیت من یک عامل محور اصلی نبود و مجموعه ای از عوامل دست به دست هم دادند تا توانستم این موفقیت را به دست بیاورم. توکل به خدا، ایمان، حمایت خانواده، تلاش فردی هم در این بین بسیار مهم است. ضمن اینکه کادر مدرسه از من حمایت ویژه می کردند، اما آن چیزی که از همان ابتدا هدف اصلی من بود، این بود که بتوانم بهترین رتبه را کسب کنم که به عنوان یک فرد متدین رتبه یک را تقدیم رهبر عزیز بکنم. این عمیق ترین نیت درونی من بود. به همین خاطر هم هیچ وقت انگیزه ام را از دست ندادم و خسته نشدم. هر موقع احساس کردم خللی در کارم ایجاد می شود، به خود می گفتم به خاطر هدفم باید تلاش کنم. در مدرسه هم به خاطر این انگیزه، از من حمایت های زیادی می کردند و خیلی به من کمک کردند.



شما در کدام مدرسه درس خوانده اید؟ محیط آن مذهبی بود؟
محیط مدرسه ما مثل دیگر مدارس بود. اما کادر مدرسه، افرادی مومن و انقلابی بودند و مسایلی که از جنس دغدغه های من برایشان اهمیت بسیار زیادی داشت. من سال اول دبیرستانم را در دبیرستان نمونه مردمی فرهنگ در منطقه 7 خواندم، سال دوم و سوم را در دبیرستان نمونه مردمی فرهنگ در منطقه 10 و سال پیش دانشگاهی را در موسسه غیرانتفاعی فائزون خواندم. البته کادر مدرسه فائزون، همان کادر دبیرستان نمونه مردمی فرهنگ منطقه 10بودند که پس از بازنشسته شدن، این مدرسه را تاسیس کرده بودند.


 شما در کلاس های کمک آموزشی و کلاس های آمادگی کنکور هم شرکت کردید؟
خیر، من اصلا در کلاس های خارج از مدرسه شرکت نمی کردم. حتی کنکورهای آزمایشی موسسه های خصوصی را شرکت نمی کردم. به همان برنامه ای که مدرسه در نظر گرفته بود اکتفا می کردم.
دبیران ما جزو بهترین معلم ها بودند، البته در ایام نزدیک کنکور، شرکت در کنکورهای آزمایشی را توصیه می کردند اما من قبول نکردم.


شما در مصاحبه ای انگیزه خود را لبیک به فرمان جهاد علمی رهبری معظم انقلاب به دانش آموزان و دانشجویان عنوان کرده اید این انگیزه را خانواده در شما به وجود آوردند یا کادر مدرسه؟
محیط خانواده بسیار تاثیرگذار است. مسلما محیط خانواده و تربیت آنها در ولایت پذیری من بسیار تاثیرگذار بوده، وقتی خانواده خود دغدغه و عشق به ولایت داشته باشند این دغدغه به فرزندان هم منتقل می شود. اما در جامعه اتفاقاتی رخ می دهد که احساس می کنم به رهبرم و مقدساتم بی حرمتی می شود. به خاطر همین من همیشه سعی می کردم یک کاری کنم که بین این همه هیاهو دل رهبرم را شاد کنم. محیط خانواده و مدرسه هم در به وجود آمدن این انگیزه موثر بود، ولی مهم تر از این چیزهایی بود که در سطح جامعه می دیدم و باب میلم نبود، این ها باعث پررنگ شدن انگیزه ام شد. مثلا اینکه ما یک کشور اسلامی هستیم، دوست داشتم کسانی که وارد عرصه علمی و پژوهشی می شوند آدم های متدینی باشند.


 چه رشته و دانشگاهی را می خواهید انتخاب کنید، و برنامه شما برای فعالیتهای دانشجویی چیست؟
رشته های مختلفی مد نظر من است، که یکی از آنها روانشناسی دانشگاه تهران است. در خصوص فعالیت دانشجویی نیازمند شناخت بیشتر از محیط دانشگاه هستم در عین حال معتقدم هر دانشجو باید فعالیت دانشجویی هم داشته باشد.


 فعالیت علمی یا سیاسی؟
به نظرم دانشجو باید در هر دو زمینه فعالیت داشته باشد.


 چه کسانی از انگیزه شما اطلاع داشتند و واکنش آنها به این مسئله چه بود؟
معاون مدرسه در جریان بود و به خاطر این انگیزه ای که داشتم همیشه از من حمایت می کرد. و همینطور پدر و مادرم


چرا به دیگران بروز نمی دادید؟
من دوست داشتم ابتدا به آن نتیجه دست پیدا کنم بعد به همه اعلام کنم.


 آقای فتاحی در دوران درسی دخترتان، چه نکاتی به نظرتان قابل ذکر است.
پدر خانم فتاحی: من و همسرم قبل از اینکه دختر بزرگم وارد مدرسه شود، به این نتیجه رسیدم که بزرگ ترین سرمایه مان در زندگی، فرزندانمان هستند. هرچقدر بخواهیم هزینه کنیم، سرمایه و انرژی بگذاریم، در تربیت و رشد و تعالی این بچه ها باید کار کنیم. برای ما این مسئله بعضا سخت هم بود. لذا به دنبال یک مدرسه خوب برای فرزندانمان بودیم و هم اینکه هزینه های مدرسه را تامین بکنیم، تا اینکه فرزندمان در محیط مناسبی رشد بکند. لذا فرزندانمان در یک محیط مناسب رشد پیدا کردند: الحمدالله انتخاب مسیرشان هم درست بود.


 شغل خود شما چیست؟
پدر خانم فتاحی: من بازنشسته هستم و همسرم پزشک هستند.


 خود شما چقدر پیگیر درس فرزندتان بودید؟
پدر خانم فتاحی: ما عملا نمی توانستیم زیاد وقت بگذاریم چون ما در نظام آموزشی با 30 سال فاصله آموزش درس خوانده بودیم. اینکه بخواهیم در درس کمکشان کنیم، برایمان امکان پذیر بود، اما پیگیری های کلی را انجام می دادیم که درسها خوانده شود. بیشتر کادر مدرسه بودند که پیگیر دروس بودند.


 برای انجام امور درسی خودکفا بودند یا شما را هم درگیر می کردند؟
پدر فاطمه فتاحی: بیشترین وقتی که بچه ها از ما گرفتند، در دوران دبستان بود، مثلا احتیاج بود دیکته گفته شود، و مشق ها پیگیری شود؛ اما در مقطع راهنمایی و دبیرستان مدارس خود تدبیرهایی دارند، که ما پشتیبانی می کردیم.


شما چقدر این موفقیت را برای خودتان پیش بینی می کردید؟
خانم فتاحی: من از ابتدای پیش دانشگاهی که شروع به درس خواندن کردم، چنین هدفی را برای خود در نظر گرفتم، چون که در توانایی ها و استعدادهایم چنین چیزی را می دیدم. دوست داشتم از توانی که خدا در من قرار داده نهایت استفاده را ببرم، و با توجه به نتایجی که در طول سال به دست می آوردم، کسب چنین نتیجه ای برایم دور از انتظار نبود.


پدر فاطمه فتاحی: ایشان در اتاقشان یک تخته وایت بورد داشتند، و برای خودشان هدف گذاری کرده بودند، مثلا نوشته بودند 335 روز تا رتبه 1 کنکور، و هر روز این شماره را یکی یکی کم می کردند. در آزمون هایی که در مدرسه گرفته می شد همیشه اول می شدند. با توجه به این که ایشان در اکثر کنکورهای آزمایشی مدرسه رتبه 1 را به دست می آوردند، دور از انتظار نبود به دست آوردن چنین رتبه ای.


 روزانه چقدر درس می خواندید؟
روزهایی که تعطیل بود، 10 ساعت و روزهایی که مدرسه می رفتیم بین 5 تا 6 ساعت.


 برنامه ریزی روزانه شما چطور بود؟
بعد از این که از مدرسه به خانه می رسیدم، شروع می کردم به درس خواندن و سعی می کردم هر روز بیشترین توانایی ام را برای درس خواندن بگذارم. ولی تمام توانم را هم استفاده نمی کردم. مثلا 90% توانم را برای درس خواندن می گذاشتم، تا بتوانم در روزهای دیگر هم درس بخوانم. یعنی در روز آن قدر تحت فشار درس نمی خواندم که توانایی ادامه دادن برای روزهای دیگر را نداشته باشم. سعی می کردم همیشه در کنار درس، استراحت هم بکنم. برای اینکه خسته نشوم و بتوانم در روزهای آینده هم درسم را دنبال کنم. در روزهای تعطیل هم بیشتر صبح ها درس می خواندم. ظهرها استراحت می کردم تا بتوانم بعد از ظهر و عصر دوباره درس بخوانم.


 در پیش دانشگاهی مطالعه آزاد هم داشتید؟
خیر، ولی قبل از آن مطالعه آزاد داشتم.


 در چه حوزه ای مطالعه می کردید؟
در زمینه ادبیات و هم معارف اسلامی.


در حوزه ادبیات، شعر می خواندید یا رمان؟
رمان.


 چند نمونه را نام می برید؟
در زمینه معارف بیشتر کتاب های شهید مطهری مثل حماسه حسینی، فلسفه اخلاق، آزادی معنوی و... و به صورت پراکنده آثاری از علمای بزرگوار مثل آیت الله جوادی آملی. در سایر زمینه ها هم کتاب هایی مثل دا، داستان سیستان و...


 در دوره پیش دانشگاهی، برنامه های جانبی مانند مهمانی و مسافرت را انجام می دادید؟
خیلی کم. برای مثال شاید یک ساعت به خانه بستگان می رفتیم. اما رفت و آمدش وقت و انرژی زیادی می گرفت و دیگر نمی توانستم درس بخوانم. بنابراین خیلی کمتر از قبل مهمانی می رفتم تا انرژی ام را تلف نکنم.


پدر فاطمه فتاحی: به خاطر موفقیت دخترم مسافرت های یک سال اخیر ما کلا لغو شد.


 اخبار کشور و جهان اسلام را چگونه باخبر می شوید؟
اخبار را بیشتر از تلویزیون دنبال می کردم.


 با اینترنت چقدر کار می کنید؟
نسبت به رسانه های دیگر بسیار آسان تر است. مثل تلویزیون نیست که بگوییم یک ساعت مشخصی دارد، به همین جهت بیشتر از اینترنت استفاده می کنم.


 خاطره یا خاطراتی از دوران دبیرستان تان نقل کنید.
حضور ذهن ندارم.


 در کنکور در چه درس هایی درصد و نمره کامل را به دست آوردید؟
اقتصاد، تاریخ، جغرافیا و جامعه شناسی.


 پس چرا در یکی از همین رشته هایی که درصد کامل را به دست آوردید ادامه تحصیل نمی دهید؟
کتاب هایی که در دبیرستان می خوانیم، بسیار متفاوت از کتاب هایی است که در دانشگاه قرار است بخوانیم. من به کتاب اقتصاد سال دوم دبیرستان بسیار علاقه مند بودم، ولی اینکه بخواهم در دانشگاه هم اقتصاد را ادامه دهم، بحث دیگری است.


 یکی از اهدافتان که محقق شد، کسب رتبه اول و لبیک به فرمان رهبر معظم انقلاب بود. هدف بعدی شما چیست؟
جهاد علمی که هیچ موقع پایان نمی یابد. امیدوارم بتوانم در زمینه تحول علوم انسانی مشارکت داشته و فعالیت های علمی و پژوهشی را ادامه دهم.


 چه شد که شما در سال دوم دبیرستان رشته علوم انسانی را انتخاب کردید؟
هم اینکه علاقه مند بودم، و هم اینکه رشته انسانی را مورد نیازتر می دانستم، هم در زندگی شخصی خودم و هم در جامعه.


 رشته ای که می خواهید انتخاب کنید (روانشناسی)، یک رشته است با متون ترجمه ای. آیا برای تکمیل دانش خود، مطالعاتی در زمینه معارف اسلامی هم دارید؟
بله. نیت من هم همین بود که بتوانم در کنار درس دانشگاهی ام، در حوزه های علوم اسلامی هم فعالیت علمی بکنم تا بتوانم مقایسه ای بین آن مباحثی که در دانشگاه می خوانیم و آن معارفی که ما در دین خود داریم، انجام بدهیم. همچنین نیازی در خود می بینم تا به یک خودسازی برسم.


نقش معنویات و تهذیب را در دوران جوانی چقدر تأثیرگذار می دانید؟
بسیار مهم و تأثیرگذار است. انسان در دوران پیش دانشگاهی، رابطه اش با خدا خیلی عجیب و متفاوت از سال های دیگر است. نه صرفاً به خاطر رتبه. آرامشم را مدیون دعا و توسل هستم و اگر این آرامش نبود نمی توانستم به دیگر فعالیت هایم ادامه دهم.


 در مناسبت های مذهبی خاص چطور درس می خواندید؟
در بعضی از مناسبت ها مثل شب های قدر، ایام تاسوعا و عاشورا، روز قدس و...، اصلاً دلم نمی آمد درس بخوانم و در این مراسم ها شرکت نکنم. فکر می کنم درس خواندن در آن زمان برکتی ندارد. ما همیشه در مدرسه مان سه شنبه ها مراسم زیارت عاشورا برگزار می کردیم. سعی می کردیم هم در جمع مان معنویات را پررنگ کنیم و اینکه هر کس به صورت فردی رابطه معنوی اش را با خدا حفظ کند.


روز قدس هم شرکت کردید؟
بله.


نظر شما راجع به مسئله فلسطین چیست؟
وقتی در غزه انسانیت نادیده گرفته می شود، هرکسی که در خود انسانیت را احساس می کند باید یک واکنشی نشان دهد. نه فقط مسلمانان. هر کس که انسان است باید واکنش نشان دهد.


 شما وبلاگ هم دارید؟
بله.


 به خبرنگاری علاقه دارید؟
اصلاً.


 چرا؟
کار خیلی سختی است و یک روحیه خیلی قوی می خواهد.


تعریف شما از جهاد علمی چیست؟
بنا به اقتضای شرایط گاهی باید با جانمان به جهاد برویم گاهی هم با علم مان. با توجه به شرایط امروز دنیاتلاش برای حرف اول در علم زدن نوعی جهاد محسوب می شود.


 اگر یک جمله بخواهید به رهبری بگویید، چیست؟
همه تلاش من برای کسب رضایت شما بوده، نمی دانم این امر چقدر محقق شده است. امیدوارم دعای خیرتان بدرقه راهم باشد.


 بزرگ ترین آرزوی شما چیست؟
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه.


اگر موافق باشید چند کلمه به شما می گویم و احساستان را نسبت به آن بیان کنید.


 کنکور؟
ماراتن نفس گیر


امام رضا(ع)؟
همیشه هوایم را دارد.


  روان شناسی؟
نوعی شناخت انسان


دانشگاه؟
لبه تیغ


  علوم انسانی اسلامی؟
هر علمی اگر با اسلام همراه شود بهترین نتیجه را خواهد داشت.


جهاد؟
پایان نمی پذیرد و در هر دوره به یک شکل است.


  9 دی؟
رهبرمان تنها نیست.


  مادر؟
حامی و دلسوز.


  پدر؟
همراه و پشتیبان.


  زیارت عاشوراهای سه شنبه؟
در هیاهوی درس ها، لذت پر کشیدن تا بین الحرمین.


  امام خامنه ای؟
رهبر مقتدر که این انقلاب را به دست صاحب اصلی اش خواهد سپرد.
ان شاءالله

مهند حامد

..................................

نقل از روزنامه ی کیهان

آدرس مطلب:  http://kayhannews.ir/910524/12.htm#other1201