اکبر هم آمد...اما مانند همیشه داشت

مدرسه اش دیر میشد.....

 

جای خالی کروبی کاملاَ احساس میشود

 

حال سوال این است، اکبر احساس تکلیف کرده

 

یا کروبی بی احساس است؟؟؟




حسین شریعتمداری
این روزها برخی از اصحاب فتنه و دست‌اندرکاران دولت‌های موسوم به سازندگی و اصلاحات با استناد به برخی از ایرادهای جدی و مواضع غیراصولی دولت آقای احمدی‌نژاد که طی دو سال گذشته بروز و ظهور داشته است، زبان به طعنه اصولگرایان و توده‌های عظیم مردمی که به وی رأی داده و از او حمایت کرده بودند، گشوده و ادعا می‌کنند حق با آنها بوده است که از ابتدا با ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد مخالفت کرده بودند و با حالتی عوامانه ادای افراد هوشمند و اهل‌‌بصیرت! را درمی‌آورند و این ترجیع‌بند را علیه اصولگرایان تکرار می‌کنند که «دیدید حق با ما بود»؟!
درباره این شگرد دم دستی و اینکه حق با چه کسانی بوده است، گفتنی‌هایی هست؛
1- ابتدا باید دید که اصحاب فتنه و برخی از دست‌اندرکاران دولت‌های سازندگی و اصلاحات با کدام احمدی‌نژاد مخالفت می‌کردند و کدامیک از ویژگی‌ها و خصوصیات ایشان را نمی‌پسندیدند؟! و در همان حال اصولگرایان از کدام احمدی‌نژاد حمایت کرده و برای ادامه ریاست جمهوری ایشان در دوره دهم توان فراوانی را به میدان آورده بودند؟ آقای دکتر احمدی‌نژاد سال 88 دارای خصوصیات و امتیازات برجسته‌ای بود که نه فقط هیچیک از رؤسای جمهور و دولتمردان دولت‌های سازندگی و اصلاحات از آن-یا بسیاری از آن امتیازات- برخوردار نبودند بلکه در مواردی یکصد و هشتاد درجه با آن امتیازات برجسته و کم‌نظیر فاصله داشتند. از جمله آن امتیازات می‌توان به چند نمونه زیر اشاره کرد:
الف- دولت‌های سازندگی و اصلاحات حلقه بسته‌ای از مدیران و مسئولان را پدید آورده و مسئولیت‌ها را به گونه‌ای که انگار ارثیه پدری آنهاست، در میان خود تقسیم کرده بودند و این مسئولیت‌ها را با تغییر دولت‌ها به یکدیگر پاس می‌دادند. احمدی‌نژاد این حلقه بسته را شکافت و مسئولیت‌ها را به نیروهای جدید و تازه‌‌‌نفسی واگذار کرد که علی‌رغم توانمندی‌های فراوان هرگز به آنان اجازه و فرصت ورود به حلقه مورد اشاره، داده نشده بود.
2- احمدی‌نژاد امکانات و ثروت ملی را به تهران و چند شهر بزرگ دیگر اختصاص نداد بلکه دورافتاده‌ترین نقاط کشور را نیز از این موهبت برخوردار کرد.
3- دولت نهم با سفرهای استانی، از نزدیک با مشکلات مردم و نیازهای آنان آشنا شد و به تعبیر آقای احمدی‌نژاد کابینه 70 میلیونی تشکیل داد. اعضای هیئت دولت در این سفرها به نقاط دورافتاده‌ای از ایران اسلامی رفتند که تا آن هنگام پای هیچ مسئول درجه چندمی هم به آنجا نرسیده بود.
4- دولت نهم با ساده‌زیستی و مردم دوستی خود، زندگی اشرافی برخی از دولتمردان و مسئولان دولت‌های سازندگی و اصلاحات را با چالش جدی روبرو کرد.
5- میزان عمران و آبادانی که از سوی دولت نهم در سراسر کشور انجام گرفت در بسیاری از موارد کم‌نظیر و دهها برابر دولت‌های سازندگی و اصلاحات بود و در برخی از نمونه‌ها نیز بی‌نظیر بوده است.
6- برخلاف دولتمردان سازندگی و اصلاحات، دولت نهم بیشترین خدمت‌رسانی را به اقشار محروم و مستضعف جامعه- یعنی ولی نعمت‌های انقلاب- اختصاص داده بود.
7- رئیس دولت نهم برخلاف دولتمردان سازندگی و اصلاحات در مقابل اخم وتشر و باج‌خواهی قدرت‌های استکباری کوتاه نیامده و از حقوق ملت و نظام دفاع جانانه می‌کرد، که چالش هسته‌ای یکی از بارزترین نمونه‌های این ایستادگی شجاعانه است.
8- دولت نهم، گفتمان امام و انقلاب را سرلوحه برنامه‌های خود قرار داده بود تا آنجا که رهبر معظم انقلاب این دولت را در میان دولت‌های ایران از مشروطه تا آن هنگام بی‌نظیر معرفی کردند.
9 و 10 و 11 و 12 و...
کدامیک از این امتیازات برجسته دولت نهم که به نمونه‌هایی از آن اشاره شد قابل انکار است؟!
ب: اکنون باید پرسید که آیا دولتی با این امتیازات برجسته و بعضا منحصربفرد قابل حمایت و شایسته تقدیر نبود؟! و آیا افراد و جریاناتی که در آن هنگام با دولت احمدی‌نژاد مخالفت می‌کردند نباید از آن همه مخالفت و سنگ‌اندازی خود شرمنده و خجالت‌زده باشند؟!
به بیان دیگر و با توجه به امتیازات یاد شده، حمایت از ریاست جمهوری احمدی‌نژاد در انتخابات 84 و 88 یکی از برجسته‌ترین افتخارات اصولگرایان و توده‌های مردم خداجوی و انقلابی بوده است و از سوی دیگر درباره افراد و جریاناتی که در آن هنگام با دولت احمدی‌نژاد مخالفت می‌ورزیدند، با جرأت می‌توان گفت که فقط یک لکه ننگ پاک نشدنی بر پیشانی خود نهاده‌اند. چرا که در آن هنگام مخالفت با دولت احمدی‌نژاد بدون کمترین تردیدی به مفهوم مخالفت با ارزش‌های اسلامی و انقلابی بود و جریانات مخالف تنها به این علت که احمدی‌نژاد حلقه بسته مسئولیت‌های موروثی آنها را شکسته، ثروت ملی را به میان توده‌های مردم کشانده، در مقابل زورگویی قدرت‌های استکباری ایستاده و دهها ویژگی مثبت دیگر دولت احمدی‌نژاد به مخالفت با آن برخاسته بودند و آیا، این مخالفت در آن هنگام ننگ‌آور نبود و مخالفان آن روز- از جمله دولتمردان سازندگی و اصلاحات- نباید به خاطر آنهمه مخالفت‌ها وکینه‌توزی‌های خود، از خجالت آب شده و در زمین فرو بروند؟
3- متأسفانه طی 2 سال اخیر دولت احمدی‌نژاد به هر علت- از جمله نفوذ حلقه انحرافی و مشکوک- سیر قهقرایی داشته و به مواضع و عملکردی روی آورده که با مواضع و عملکرد اولیه در دولت نهم و اوایل دولت دهم فاصله‌ای پرنشدنی و در برخی از موارد تفاوت یکصد و هشتاد درجه‌ای دارد و همین تغییر مسیر و زاویه گرفتن با خط اصیل اسلام و انقلاب رویگردانی اصولگرایان و انتقاد و اعتراض‌های فراوان به دولت آقای احمدی‌نژاد را در پی داشته است که در این باره گفتنی است؛
الف: نه فقط حمایت اولیه اصولگرایان از دولت احمدی‌نژاد به دلیل آن که حمایت از گفتمان امام و انقلاب بوده است، سند افتخار اصولگرایان است بلکه اصولگرایان با اعتراض و انتقاد به مواضع کنونی دولت نیز، سند افتخار دیگری به کارنامه سیاسی خود افزوده‌اند. این نکته بدیهی‌تر از آن است که به توضیح بیشتری نیاز داشته باشد. چرا که اصولگرایان با حمایت از دولت احمدی‌نژاد، در آن هنگام که گفتمان امام و انقلاب را دنبال می‌کرد، نشان دادند که بر اصول و مبانی انقلاب تکیه و تاکید دارند و هنگامی که دولت از خط اصیل انقلاب و همراهی با مردم فاصله گرفت اصولگرایان با انتقاد و اعتراض خود بار دیگر ثابت کردند که آنچه نزد آنها از اهمیت و احترام برخوردار است، اصول و مبانی اسلام و انقلاب است و افراد و شخصیت‌ها در هر مرتبه و درجه‌ای که باشند اگر از اصول و مبانی فاصله بگیرند به همان اندازه مورد اعتراض و انتقاد اصولگرایان خواهند بود. به بیان دیگر اصولگرایان نشان دادند که «قبیله‌گرا» یا «حزب‌گرا» و «گروه‌گرا» نیستند و به توصیه امیرمؤمنان علیه‌السلام افراد را با حق می‌سنجند و محک می‌زنند و نه حق را با افراد و یا به تعبیر حضرت امام(ره) «میزان» را حال فعلی افراد می‌دانند، بنابراین اصولگرایان حق دارند که هم به حمایت اولیه خود از دولت احمدی‌نژاد افتخار کنند و هم اعتراض و انتقاد این روزها به برخی از مواضع و عملکرد دولت را سند افتخار خود بدانند. گفتنی است، دولتمردان سازندگی و اصلاحات از این نقطه نظر دقیقا در مقابل اصولگرایان قرار دارند و به شدت قبیله‌گرا و حزب‌گرا هستند. تا آنجا که بعد از پناهندگی دهها نفر از حزب و گروه خود به آمریکا و انگلیس، باز هم حاضر به مرزبندی با آنها نیستند و دهها نمونه دیگر که شرح آن فرصت دیگری می‌طلبد.
و اما، مخالفت‌ها و دشمنی‌های جریان مدعی اصلاحات و سازندگی با دولت احمدی‌نژاد در آن هنگام که دولت پا به پای گفتمان امام و انقلاب حرکت می‌کرد فقط می‌تواند لکه ننگ دیگری باشدکه بر پیشانی آنها نقش بسته و پاک شدنی نیست، چرا که آنان در آن هنگام، آشکارا با گفتمان امام و انقلاب دشمنی ورزیده بودند. و البته در جریان فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 با وطن‌فروشی و جنایات خود نشان دادند که نه فقط رفیق قافله امام و انقلاب نیستند بلکه با راهزنان فالوده می‌خورند و دستورات دیکته شده دشمنان بیرونی را مو به مو دنبال می‌کنند.
ب: اکنون به برخی از عملکردها و مواضع اخیر دولت که مورد انتقاد و اعتراض اصولگرایان است، نگاهی بیندازید. چه می‌بینید؟ آیا این دسته از عملکردها و مواضع اخیر دولت دقیقا و بی‌کم و کاست، با مواضع و عملکرد دولت‌های سازندگی و اصلاحات همخوانی ندارد؟! رها کردن مسائل اقتصادی و معیشتی مردم، حاشیه‌سازی به جای انجام وظایف قانونی، رویکرد به جریانات فاسد و بی‌هویت، حمایت از مفسدان اقتصادی و... آیا غیر از این است؟!
خب! حالا به آسانی می‌توان نتیجه گرفت که اصولگرایان به آن بخش از مواضع و عملکرد دولت آقای احمدی‌نژاد اعتراض و انتقاد دارند که از اصول و مبانی اسلام و انقلاب منحرف شده و به مواضع و عملکرد دولت‌های سازندگی و اصلاحات نزدیک شده است.
ج: در پایان این وجیزه بی‌آن که قصد مقایسه مثل به مثل باشد و تنها به عنوان یک نکته عبرت‌انگیز و درس‌آموز باید پرسید؛ آیا حضرت امیر علیه‌السلام مادام که طلحه و زبیر در رکاب رسول خدا(ص) شمشیر می‌زدند، از آنها تقدیر و حمایت نمی‌کرد؟ ولی پس از آن که به انحراف کشیده شدند، ابتدا آنان را نصیحت کرد و سرانجام وقتی به مقابله با حاکمیت عدل امیرالمؤمنین علیه‌السلام برخاستند در مقابل آنها ایستاد و کار به جنگ جمل کشیده شد.
حالا باید از آن دسته از دولتمردان سازندگی و اصلاحات و اصحاب فتنه که به حمایت اولیه اصولگرایان از دولت آقای احمدی‌نژاد- باز هم تاکید می‌شود که قصد مقایسه مثل به مثل نیست- اعتراض می‌کنند، پرسید؛ اگر در دوران حضرت‌‌امیر(ع) حضور داشتید، به حمایت اولیه آن حضرت از طلحه و زبیر اعتراض نمی‌کردید؟!... یادتان هست که در جریان حاکمیت دولت و مجلس اصلاحات می‌گفتید ائمه‌‌اطهار(ع) هم قابل نقد هستند؟!
 
 
 
برگرفته از صراط



روایت وزیر اطلاعات از نقش هاشمی در فتنه
وزیر اطلاعات با بیان اینکه کسی که جزو سران فتنه بوده و نظام مانند دوتن دیگر او را محصور نکرده امروز امر بر او اشتباه نشود، گفت : کسی که خود را پیشگوی حوادث 88 عنوان می کند و می گوید "من گفتم، من بیانیه دادم" در حقیقت پیشگویی نکرده است، ما اطلاعات دقیقی داریم که این آقا در فتنه دست داشته است.
حیدر مصلحی وزیر اطلاعات صبح امروز پنجشنبه در اختتامیه نهمین همایش سراسری مسئولان هیات رزمندگان کشور با بیان اینکه عده ای به دنبال تطهیر فتنه هستند، گفت: کسی که جزو سران فتنه بوده و انقلاب و نظام به دلیل یک سری ملاحظات او را مانند آن دو تن دیگر چندان محصور نکرده و به او آزادی عمل داده است امروز امر بر او اشتباه نشود که انقلاب یادش رفته این آقا در فتنه چه نقشی ایفا کرده است.

وی همچنین با اشاره به اظهارات اخیر آیت الله هاشمی رفسنجانی از آنچه منجی سازی کاذب خواند انتقاد کرد و گفت: کسی که خود را پیشگوی حوادث 88 عنوان می کند و می گوید "من گفتم، من بیانیه دادم" در حقیقت پیشگویی نکرده است، ما اطلاعات دقیقی داریم که این آقا در فتنه دست داشته است.

وزیر اطلاعات افزود: زمانی که رهبری در نماز جمعه آن خطبه ها را بیان فرمودند چه کسی بود که نامه بدون سلام علیکم داد.

مصلحی در بخش دیگری از سخنانش خاطر نشان کرد: سرویس های اطلاعاتی غربی می خواهند با بحران سازی و فشار و مشغول سازی تعادل جامعه را بر هم زنند و از تحریم، تورم، حاشیه سازی های مستمر و تقسیم سازی کشوری این هدف را دنبال می کنند.

وی تاکید کرد: طبق نظر مقام معظم رهبری همه جریان ها در انتخابات می توانند حاضر شوند اما باید زاویه خود را با مسیر امامت و ولایت روشن کنند.

وزیر اطلاعات ادامه داد: دشمن به دنبال کاهش مشارکت در انتخابات است و عدد و رقم های بی حسابی که داده می شود نشان از این امر دارد.

وی گفت: دشمن به جای اسلام هراسی امروز اختلافات شیعه و سنی را در منطقه دنبال می کند.

مصلحی همچنین در این همایش تاکید کرد که حماسه دارای ویژگی های خاصی است و در حرکت های حماسی همیشه گروه قلیلی با توکل به خداوند جامعه را تحت تاثیر قرار داده اند.

 
برگرفته از صراط



آیا «سوم تیر 84» اشتباه بود؟!
- سوم تیر 84 بود که فردی با دست های خالی توانست در برابر تمامی قدرت های داخلی متحد و متفق، چیرگی یابد و به لطف ظاهر ارزشی و شعارهای انقلابی اش، از فرش به عرش طی طریق نماید.
احمدی نژاد تازه به قدرت رسیده، در حالی با شعار بازگشت به اهداف اصیل انقلاب به قدرت رسید که طی 16 سال گذشته، تحقق چنین شعارهایی در حد «شعار» به نظر می رسید و قصور و تقصیرهای گذشته موجب کمرنگ تر شدن بیش از پیش اهداف اولیه شکل گیری نظام جمهوری اسلامی شده بود.



در چنین شرایطی، با وجود تغییر ذائقه اجتماعی و سیاسی عوام، طی سالهای قبل و با توجه به مانع تراشی ها و سنگ اندازی های رقبای رئیس جمهور جدید، اما احمدی نژاد از پای نایستاد و بی اعتنا به فشارها و کارشکنی ها در داخل و خارج، مصمم تر از گذشته برای دستیابی به آرمان هایش تلاش می کرد.

احمدی نژاد یکه و تنها، یک تنه به مصاف اسرائیلیات هولوکاست رفت؛ آمریکای جهانخوار را در زمین حریف به چالش کشید؛ عنوان سومین شخصیت محبوب جهان اسلام را کسب نمود؛ ملوانان متجاوز روباه پیر را در نهایت اقتدار، دربند و سپس آزاد کرد؛ «اللهم عجل لولیک الفرج ...» را به گوش عالمیان رساند؛ دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای را حق مسلم ما دانست و ... .

اما مرور زمان، چنین شخصیتی را دچار دگردیسی کرد و اهداف، آرمان ها و اولویت هایش را جایگزین نمود!

یکی از بزرگترین اشتباهات محمود احمدی نژاد، مشغولیت در مناقشات بی ثمر داخلی بود؛ چنانچه وی برخلاف گذشته که رویه سکوت و بی اعتنایی به مخالفین وطنی را در پیش گرفته بود، اینبار در مقام پاسخگویی بر می آمد و موضعی تهاجمی را اتخاذ نمود.
از این رو چندان غیر قابل پیش بینی نبود که احمدی نژاد دیگری تاب و توانی برای تقابل با اسرائیل و تخاصم با آمریکا نداشته باشد، چراکه درگیری در جناح داخل دیگر رمقی برایش باقی نگذاشته بود!


احمدی نژاد دچار تفرقه شد و سررشته حکومت داری را از دست داد و خواسته یا ناخواسته در همان مسیری گام برداشت که مدنظر طراحان عبارت مشهور «تفرقه بیانداز و حکومت کن» بود!
بیاد آورید سخنان چند سال پیش شیمون پرز، رئیس رژیم مجعول صهیونیستی را بدین مضمون که: «ما باید وضعیتی به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود.»

با در نظرگیری سرمایه گذاری ها و فعالیت های گسترده جبهه مخالفین جمهوری اسلامی به جهت تحقق شعار فوق، اما سهم بسزای شخص محمود احمدی نژاد در کاهش میزان محبوبیتش نیز غیر قابل اغماض است!

اگر «ولایت مداری» نه در حرف بلکه در عمل به اثبات می رسید؛ اگر تمام اعتبار و آبروی مهرورزان خرج «آقای میم» نمی شد؛ اگر «دلسوزان و منتقدان خیرخواه» همسنگ «دشمنان و مغرضین بالفطره» محسوب نمی شدند؛ اگر تحمل شنیدن نظرات مخالف وجود داشت و اعتراف به اشتباه، ننگ شمرده نمی شد؛ اگر «قول شرف» عملی می شد و «سازمان» به «صندوق» تبدیل نمی شد؛ اگر «بیداری اسلامی»، «بیداری انسانی» نام نمی گرفت و ... اگر و اگر و اگر!

با این حال آیا می توان عدم مراعات تمامی موارد فوق را به بر گردن جریانات داخلی و رسانه های مخالف دولت انداخت؟!
و آیا می توان وجهه کنونی دولت در نزد افکار عمومی را تماماً ناشی از توطئه های گسترده جبهه غرب به سرکردگی آمریکا و اسرائیل غاصب دانست؟!

متأسفانه اینجاست که باید گفت: «از ماست که بر ماست». نه شرایط تغییر کرده و نه زمین و زمان عوض شده اند. این مردم تحت فشار همان مردمی هستند که در دو دوره انتخابات به محمود احمدی نژاد رأی داده اند. این روزنامه ها و سایت های مخالف همان رسانه هایی هستند که همه و همه در سال 84 به حمایت از احمدی نژاد برخاستند. این منتقدین امروز همان وزیران معزول دیروز دولت عدالت محورند. آمریکا همان آمریکا و اسرائیل همان اسرائیل است. اما یک چیز عوض شده و آن خلق و خو و منش و رفتار و سکنات رئیس خدمتگزار است!


هم اکنون 8 سال از 84 گذشته و مغرضان و معاندان تمام تلاش خود در قبولاندن اینکه "سوم تیر 84 اشتباهی محض بود" را بکار بسته اند!
از این رو شخص محمود احمدی نژاد نه بعنوان شخصیتی حقیقی، بلکه بعنوان نماد چنین گفتمانی محسوب می شود و می باید تمام مساعی خویش را برای اعتلای آن بکار بندد تا حماسه سوم تیر، اشتباه محض لقب نگیرد.

در چنین شرایطی از دولتمردان و بالاخص شخص رئیس جمهور انتظار می رود که با کیاست و رعایت مصالح نظام، موجبات تداوم گفتمان سوم تیر را فراهم آورند.
 
 
 
 
 
برگرفته از:صراط